روان شناسی که روانی شد..

روان شناسی که روانی شد..

فضایی برای تراوش روضه های ناشنیده و کتاب های خواندنی، تجربیات ناگفته و زندگی های نادیده ، غر هایی که هیچ گاه شنیده نشد و درد هایی که رنجش چشیده نشد...

استاد اندیشه لعنت الله علیه

واقعا حیفه بخوام یه پست رو به استاد اندیشه لعنت الله علیه خودم اختصاص بدم، ولی متأسفانه اینقدر رو اعصاب هست که اگه نذارمم جالب نیست. کاش لینک این پست رو براش بفرستم بگم با عشق برای تو😂

ارائه شمسعلی دو روزه یه جوری ذهن من به خودش مشغول کرده که وقت نکردم پست درست حسابی واسه کتابا بذارم حداقل تو اون وبلاگ، میخواستم راجب یه فیلم صحبت کنم اینجا ولی الان دارم راجب شمس میگم😂😐

ارائه اش هیچی نداره و منم با ارائه مشکلی ندارم، مشکل اینه که دیدید وقتی از یکی خوشت نمیاد کار انجام دادن براش هم سخته؟ دقیقا همینه برای منم. این بشر اینقدر مزخرفه آدم دلش نمیخواد سر کلاسش کاری کنه. تازه تو ارائه ام امکان داره تیکه بارش کنم و این دیگه خیلی بستگی داره اون لحظه رو مود طنز باشم یا نه.

شانسمم موضوعی که برداشتم یه جوریه که عملا هر جایی نمیشه ازش حرف زد، ساعتشم بده ای خدا لعنت کنه این بشر رو با کتاب و موضوعاتش😂😐

از طرفی، اصلا دلم نمیخواد سر کلاس پسرخاله شه سوال بپرسه چون ممکنه جوابی بدم که ضایع بشه، مردک لوس فکر میکنه خیلیم بامزه اس با اون شوخی های بی آبروش😂

اصلا اندیشه رو از کجا اوردن گذاشتن درس ما😐 بابا به خدا درسای مهم تری هست که بخونی یاد بگیری چیه این کتاب سمی آخه، فرق بین شراب دنیوی و اخروی رو توضیح بدم الان لازم بدونم اینو به عنوان روانشناس؟ 😐😂

خدایی کتاب های معارف درست حسابی قشنگ تره مطالبش حداقل چیه این سم ها با این استادای بی دست و پا، مردک کل کارای تدریس رو انداخته گردن ما بعد ایراد هم میگیره خب چکاره ای خودت پس😭😐

اصلا من نمیدونم چرا زیر بار رفتم واحدشو بردارم، زودتر درسش تموم بشه از خودش و کلاسش راحت شم

پسر بچه های شیطون

کلاس های درس پسرا واقعا عجیب ، جالب و خنده داره. طنزی که این موجودات سر کلاس معلماشون دارن در حدیه که حتی سر کلاس مجازی شون هم بشینی، از خنده روده بر میشی... از همه جالب تر معلمان مرد این پسرا هستن که در لحظه شوخی میکنن و می خندن، اما لحظه ای بعد طوری جدی میشن که...

کلاس های مجازی پسرا اینطوریه که یه عده شون کلا زندگی کوالایی دارن و زحمت حضور نمیدن ، یه عده شون سر کلاس دوربین گوشیشون روشنه روی ماهشونو به معلم و باقی رفقا نشون میدن ، یکیشون جوجه میاره سر کلاس ، اون یکی بچه میاره نشون میده، دیگری ماشین اسباب بازی میاره بقیه ببینن ، خلاصه همش درگیر اینن که آقا امروز صدا جنگنده میاد ( تنها صدایی که نمیاد اون لحظه صدای جنگنده اس) کلاس رو تعطیل کنید، آقا کی بیایم مدرسه ببینمتون؟! آقا، چرا خودتو به ما نشون نمیدی؟ آقا محله ما اینطوریه محله شما چی؟ آقا زن داری؟ چندسالته؟ ماشین داری؟ انگار میخوان برن خواستگاری... تا موقعی که معلمِ زن دارن، دغدغه و تموم هم و غمشون اینه که خانمشون شوهر داره یا نه ، چند سالشه ، گوشی دستش آیفونه یا سامسونگ... خلاصه که پسربچه ها واقعا بامزن، زبون دارن شش متر! یا حاضر جوابی برای معلم میکنن یا برای همدیگه ، خدا نکنه بفهمن یکی از پسرا یکم خوی شیرین پلو بودن داره دیگه ملاحظه اینا هیچی، سر کلاس مجازیم که شده طعنه رو نثار هم میکنن، القاب منحصر به فرد شون هم که بماند یکی ببعیه ، یکی قلندر....

کلاس با پسر بچه ها اعصاب پولادین میخواد و البته کنترل داشته باشی که وسط همه این حرکتای جدیشون نزنی زیر خنده ولی بماند از اون گزینه هان که شیطنتشون بیشتر باشه تهش نمره شونم بهتر میشه...

دردسر های دانشگاه

همینقدر از کلاسای مجازی بگم که جالبه شما باید مدت ها منتظر اومدن استاد بمونی که آخرش هم نمیاد، واسه یه نمه نمره یک الی دو روزتو وقفش کنی که اگه بری گدایی احتمالا بیشتر درمیاد، تازه اگه استاد بیاد اینترنت همون لحظه طوری قطع میشه که انگار اصلا چیزی به نام اینترنت وجود نداشته ، یه تعداد از استادا هم آفلاین بی خبر میذارن و میرن و تهش میگن اوه، ما درس دادیم... 

یه عده آنلاین ۲۰ دقیقه تهدید میکنن اگه نیاین ال و بلتون میکنم ، یه عده رو باید یادشون بندازی استاد جان کلاس داری احیانا از خواب غفلت بیدار شو، یه عده هم باید بگی جان عمت خاموش شو! 

از اون ور التماس دانشجو ها کنی جان هر کی دوست داری بیاید استاد غر نزنه ، حالا بماند یهو تصمیم گرفته میشه اصلا سر کلاس نریم... 

تهش می‌رسیم امتحان مجازی ، ۲۰ سوال امتحان بدی تو ۱۴ دقیقه ، ۴۰ سوال تو ۲۰ دقیقه ، استاد در طول سال لای کتاب و باز نکرده اخرش میاد از همون کتاب امتحان میگیره و یه کلام نمیگه زحمت نکشید جزوه مو بخونید، بعد از چند روز باید بگردی دنبال استاد پیداش کنی که مشتی این وضعیت نابسامانی که درست کردی دقیقا یعنی چی؟ ، آخرش میرسیم به نمره دهی ، یهو نمرات میاد و میبینی اره خلاصه خونده باشی شدی ۱۶ ، از روی جزوه نگاه کرده باشی شدی ۱۵ ، اگه هم لای کتاب رو باز نکرده باشی یا ۲۰ شدی یا ۱۰ ، اگه هم اعتراض کنی یا میکشونن به نمودار که به نفع خودشون بشه ، یا اصلا بررسی نمیکنن یا تهش میگن بررسی شد و تغییر نکرد. آره خلاصه نمره ای که سر کلاس حضوری ۲۰ یا ۱۹ میشد سر مجازی یهو میاد رو ۱۰ و ۱۲ . البته که یهو دیدی یه ۶ نثارت کردن که هیچ کاری نتونی بکنی و ترم بعد خدمت همون درس باشی! 

آره دیگه ، دانشجو بودن لذتش همینه پیر میشی به دلایل نامعلوم ، مجازی بودنم درده ها ، دغدغه الکی فقط شامل حال دانشجوهای بدبخت میشه. اگر ما غیبت کنیم استادا سکته میکنن ولی اگه خودشون نیان ما وظیفمونه منتظر بمونیم. به هر حال که خواستم بگم وسط خندق ۲۲ واحد طوری گیر کردم که فقط تعطیلی دائم العمر میتونه از این وضعیت داغون نجاتم بده، نگم ۲۲ واحد بگم ۲۲ پله به سمت جهنم!! :) 

دانشگاه

حالا کی میخواد دوباره منو به درس های دانشگاه متصل کنه و وادارم کنه درس بخونم؟

جدی قراره داستان دانشگاه رفتن ما رو به کدوم سمت بره؟همینه دیگه در سال های بعد آشنا خواهید شد با روانشناسی که روانی شد...:(

اینجا اونقدر علمی صحبت نمی‌کنم، صرفا تجربیات روز و تفکرات شنیده و دیده و حاصل از دیدگاه خودم رو بیان میکنم، شاید این‌گونه به دل بشیند...