زنان (پارت ۱)

قرار بود پستی با این موضوع منتشر کنم، البته نه به این زودی ولی خب چون از امروز تعطیلم و کارم کمتره تصمیم گرفتم زودتر یه بخشیش رو بذارم. البته از اونجایی که محدودیت نوشتن داخل بلاگیکس دارم ترجیح دادم داخل چند پارت این پروسه رو بنویسم که مطالعات خودمم تو این زمینه تکمیل تر بشه برای صحبت. خب بریم سراغ اصل مطلب...

زنان در جنگ جهانی به عنوان نیروی                      ویژه متفقین:

ابتدا مسئله زنان رو در این پارت، در جنگ جهانی از دیدگاه متفقین بررسی می کنم. همانطور که می دانید سلسله جنگ های جهانی اول و دوم که بین نیروهای متفقین و متحدین آغاز شد از تاریخ ساز ترین جنگ های معاصر در طول زمان زندگی بشریت بوده است. در این بین متفقین را کشور های شوروی ، فرانسه و انگلیس و متحدین را آلمان و ژاپن شامل می شد که البته کشورهایی در این بین دست داشتند بنده فقط کشور های اصلی تر جنگ را گفتم. می خواهم این بار زنان متفقین را مورد بحث قرار دهم و متحدین را برای پارت بعدی نگه دارم چرا که نگاه هر کدام از این دو حزب به زن متفاوت بود. 

اما بریم سراغ اصل مطلب: استناد میکنم به کتاب "دختران گم شده" اثر پَم جِنوف ، این کتاب اگر چه یک رمان جنگی است ولی در شرح جنگ و نوع نگاه به زنان به زیبایی ما را نسبت به مسائل آن زمان آگاه می کند. برای دوستانی که ممکن است این کتاب را بر اساس تخیلات بدانند ، بگویم که بر اساس تحقیقات هر چند محدودی که با وجود نت ملی توانستم انجام دهم ، از مطالبی که می‌گویم و از کتاب استناد میکنم اطمینان دارم و می توانید از صحت آن مطمئن باشید چرا که در ادامه سایت هایی هم معرفی میکنم. اما اصل ماجرا را از دیدگاه متفقین آغاز میکنم؛ زمانی که فرانسه در اشغال نیروهای آلمانی قرار داشت و قتل عام گسترده ای در جای جای فرانسه برای خود مردم، نیروهای جاسوس و خلاصه مخالفین پیشوای آلمانی ها یعنی همان هیتلر انجام شد، در انگلیس سازمان عملیات ویژه ( با نام اختصاریSOE) با هدف نابودی زیرساخت ها، جاسوسی و خرابکاری علیه نیرو های آلمانی تشکیل شد. متاسفانه سایت ویکی پدیا برای توضیح کامل وظایف این سازمان در دسترس نیست... در این سازمان ابتدا مردان عملیات های جاسوسی و خرابکاری را در شهر های مختلف فرانسه انجام می دادند، اما با دستگیری هر چه بیشتر مردان متفقین توسط نازی ها و البته اعزام مردان فرانسوی برای جنگ، دیگر مردان زیادی در فرانسه باقی نمانده بود تا مردان SOE بتوانند بین آنها پناه بگیرند یا مخفی شوند. بر این اساس زنان و کودکان فرانسوی در کشور اشباع شده و مخفی شدن مردان در بین آنها کار احمقانه ای بود چرا که آلمان ها و گشتاپو اگر آنها را پیدا می کردند،امکان بازگشت آنها دیگر غیرممکن بود. در این بین سازمان عملیات ویژه تصمیم گرفت زنان را وارد عرصه مبارزه کند، هر چند مردان در آن زمان موافقت چندانی با این موضوع نداشتند ؛ چرا که زنان در انجام اموری از قبیل مقابله، مخابره یا جاسوسی ناتوان می دانستند، البته که مسئله تجاوز نیروی های آلمانی هم بود که با زنان دقیقا مانند مردان برخورد می کردند و حتی آنها را وادار به بردگی جنسی هم کرده بودند. در پارت بعد در این باره بیشتر صحبت خواهم کرد. خلاصه بر همین اساس مردان متفقین، ابتدا زنان را مناسب انجام امور جنگی نمی دانستند، اما چون چاره دیگری برای خارج کردن فرانسه از دست آلمانی ها نبود، اعزام زنان به فرانسه آغاز شد چراکه مخفی شدن آنها خیلی معقول تر و تشخیص آن ها برای آلمانی ها سخت تر بود. در نتیجه آموزش زنان آغاز شد، آنها دقیقا مانند مردان آموزش می دیدند، کار با اسلحه را یاد می گرفتند، کار با رادیو و دستگاه تلگراف و همین طور استفاده از مواد منفجره و رمزنگاری یا رمزنویسی را هم فرا می‌گرفتند. (داستان این آموزش ها را خیلی دوست دارم بگویم اما می ترسم کمبود حرف در بلاگیکس کار دستم دهد...) هر زن با مأموریت خاصی اعزام میشد اما آنچه که در فرانسه اتفاق میفتاد ممکن بود کاری بیشتر از فقط مأموریت اصلی آنها را بطلبد. این زنان بعد از آموزش مخفیانه و به صورت کور در فرانسه اعزام می‌شدند و در گروه های جاسوسی و خرابکاری ساکن در فرانسه مشغول انجام مأموریت می شدند. زنانی که برای این کار داوطلب یا انتخاب می شدند لزوما مجرد یا بیوه نبودند، گاهی حتی بچه داشتند و برای خدمت اعزام می‌شدند و این نشان می دهد ، بعضی از همین زنان هر چند به سختی تعلقات خود را رها کرده و با شجاعت تمام گام در این مهلکه نهاده بودند و این واقعا جای تعمق و تحسین دارد. 

زنانی که مأمور مخابره پیام ها بودند، بیشتر از همه در معرض خطر قرار داشتند اگر دستگیر میشدند باید توان فریب دشمن را می داشتند و یا قبل از اینکه کار به بازجویی آلمان ها می رسید، خودکشی گزینه بهتری نسبت به لو دادن اطلاعات زیر شکنجه و تجاوز آلمانی ها بود. در این آموزش ها به زنان آموخته میشد تا شبیه یک زن فرانسوی اصیل رفتار کنند، یکی از معیار های به خدمت گرفته شدن این زنان ، بلد بودن زبان فرانسوی بود، آنها باید می‌توانستند فرانسوی صحبت کنند ، فرانسوی زندگی کنند، نان را به شیوه فرانسوی تکه کنند، لباس فرانسوی بپوشند و هر چیزی که هویت انگلیسی آنها را به خطر بیندازد را نابود کنند حتی یک مداد ساده را. شاید قشنگ ترین جمله ای که در خصوص توانایی این زنان می‌توانم بگویم به نقل از کتاب دختران گم شده این باشد : زنان دیگر توانسته بودند خود را در میان مردان قرار دهند، عملیات مردان وابسته به کارهای درست زنان بود و اگر زنی مفقود یا کشته میشد، هم جایگزینی آن و هم ادامه درست آن عملیات با مشکل اساسی رو به رو میشد. بله اینگونه زنان توانستند حتی در جنگ هم توانایی خود را در اثبات خودکفایی و استقلال نشان دهند ، چراکه این جنگ ها نقطه آغاز استقلال زنان بود...

اما از مخابره زنان گفتم، اطلاعات کنونی را درباره تست های امنیتی "بلوف یا فریب"  و " حقیقی " در اختیارتان میگذارم ، با استناد به این سایت :قسمت شکستن رمز نگاری انیگما و عملیات فریب را بخوانید. این تست ها اینگونه بودند که زنان در حین بازجویی اجازه لو دادن تست بلوف را داشتند اما تحت هیچ شرایطی نباید تست حقیقی را می گفتند. این تست ها شخصی سازی شده بود و برای هر کسی فرق داشت و اگر لو می رفت تمام پیام ها و نقشه های متفقین به فنا می رفت، دستگاه انیگمای آلمان ها هم برای کشف همین به کار برده میشد، همین انیگما زنان مبارز متفقین را به کشتن داد.حال ، فرض مثال تست بلوف برای زنی استفاده از حرف P آخر هر پیام بود و یا تست حقیقی استفاده از K به جای C بود، چرا که این حروف رمزگذاری شده بودند و پیام ها حاوی متونی استعاری بودند ، مثلا پیام کاردینال به تخم مرغ ها رسید، پیام رمزی بود که نشان می‌داد رهبر جاسوسان به امکانات ارسال شده از خاک انگلیس دسترسی پیدا کرده است. حال بگذارید به روایت همین کتابی که استناد کرده ام برایتان از ۷ زنی که در جنگ‌جهانی برای چرچیل سنگ تمام گذاشته اند یاد کنم: ۷ زنی که هیتلر را به وحشت انداختند. این زنان هر کدام تاثیر بسزایی در جنگ جهانی داشت و این سایت به صورت مختصر و مفید، توانایی بالقوه این زنان و تاثیر آنها در پیروزی متفقین را به تصوير می‌کشد و واقعا زبان من هم برای صحبت بیشتر قاصر است. نمونه ها بیانگر همه چیز است.

حتی عملیات نرماندی نیز که با جزئیات بیشتری از سایتی که گذاشتم می‌توانید بخوانید، بخش بزرگی از آن را مدیون زنان خبره در جاسوسی، مخابره و خرابکاری در عملیات D-Day است، که بزرگترین عملیات برای شکست آلمان نازی و خروج آن از خاک اشغال شده فرانسه بود. نگاه آلمان ها به زنان، واقعا در معرض تاسف قرار داشت. هر چند آلمان ها هم برای جنگ و مقابله با متفقین از نیرو های زن استفاده می کردند اما شاید بتوان یکی دز علت های موفقیت و پیروزی متفقین را اعتماد و اجازه به شکوفایی زنان دانست، چرا که نازیسم زنان را همانند دوره اعراب، موجودی پست و خوار و وسیله تولید مثل می‌دانست و همین نگاه منفی، حتی با وجود همکاری زنان با آنها، تاثیر منفی بسزایی در شکست متحدین داشت...

همه این ها را گفتم و خواهم گفت تا در آخر این را اثبات کنم زنان در طول تاریخ بشریت ، همواره عضو لازم زندگی حتی در جنگ که فجیع ترین مدل یک زندگی آن هم به سبک متفقین و متحدین می باشد، هستند و قطعا حضورشان ، ورودشان و توانایی هایشان نه فقط محدود به وسیله بودن، تولید مثل یا فقط خانه داری بلکه همانطور که در این پست نشان دادم شروع یک انقلاب بزرگ و تغییر نگاه به آنها بوده است. در طی همین جنگ ها زنان توانستند ثابت کنند آنقدر خوار و حقیر و پست که مردان آن زمان گویا سعی در اثبات و پذیرش آن داشتند نیستند بلکه لازمه وجود یک مرد، همراهی زنی است نه فقط در یک زندگی مشترک ، بلکه حتی در جنگ، در کارهایی که خود مردان هم از آن سرباز می زنند، زنان شجاعت خود را به نمایش گذاشته اند، کارهایی کرده اند که در مغز مردان هم شاید نگنجد، این زنان قابل ستودن هستند افرادی که میتوان الگوی حال زنان ما باشند...

و در پایان این پست، پست دیگری به اشتراک میگذارم از یک دوست که اکنون بهترین مورد برای پایان این بخش از صحبت های من درباره زنان است و زیباترین توصیف یک مرد از زن. (زنان خدایانند

پ.ن: حقیقتا حرف های بیشتری برای زدن دارم حتی برای متفقین، ولی کمبود متن اجازه توضیحات بیشتر من درباره این موضوع را نمی‌دهد. موضوع جذاب است و من دوست داشتم با جزئیات کامل برایتان شرح دهم اما چون منبع اطلاعاتم هم محدود است، به همین میزان قناعت میکنم و امیدوارم برای اثبات ماهیت زیبای زنان کافی باشد. در این صورت از ناقص بودن گفته ها معذرت میخواهم سعی کردم با استناد به سایت ها، تا جای ممکن بیشترین اطلاعات را در اختیارتان بگذارم و چون دیگر بلاگیکس جای صحبت برایم نگذاشته، سکوت میکنم...