زدن یا کشتن؟! مسئله این است!

از کی تا حالا از " بزن که خوب میزنی " رسیدیم به " بکش که خوب می‌کشی"؟! 

[همین دیشب شنیدم که این عبارت در رسانه ملی خوانده شد.]

مگر ما مردم صلح جو و مظلومی نبودیم ، چطور شد کار به درخواست کشت و کشتار هر دو طرف رسید؟ مگر ادعاهایمان آریایی تبارانه نبود؟ مگر افتخارمان کوروش صلح جو نبود؟ چه شد که بر سر جنگ تحمیلی که رسیدیم پای بر رجز خوانی که رسید این گونه شدیم؟ مگر در دفاع مقدس پایمان خیلی فراتر از سوگواری " ممد نبودی ببینی شهر آزاد شد..." رفت؟ مگر اینگونه برای عراق خط و نشان کشیدیم؟ آیا ما نمی‌توانیم بدون کشیدن خط و نشان های اغراق آمیز مشتی بر دهان دشمن بزنیم؟ این رجز خوانی ها برای خرد کردن دشمن است یا تحریک ملت؟ خون خواه هستیم یا خون خوار؟مگر بحث از جنگ حق و باطل نبود، اگر ما حق هستیم پس چرا هر چه می‌گذرد حق بودنمان با این عبارات زیرسوال می رود؟ احیانا عبارت " بکش که خوب می‌کشی " را نباید آقای نتانیاهو و ترامپ که جوانان و مردمان ما را زیر خاک مدفون کردند بگویند نه ما؟افتخار آنهاست که ملت ما تکه تکه شده نه ما! پس چرا ما این را می گوییم؟ " بزن که خوب میزنی" عبارت قابل تحمل تری بود حداقل اشاره ای به افتخارات ما داشت ، چرا به جای بهتر شدن به سمت نحس شدن می رویم؟ افتخارمان رجز خوانی است یا مقابله با دشمن؟ ما با خودمان درگیریم یا با دشمن؟ کاش یک نفر اول موضع ما را مشخص کند بدانیم ما از تبار کوروش و منشور صلحش هستیم یا آن دسته از دودمان چنگیز خان مغول چرا که حداقل با افتخار گفتن بکش که خوب می‌کشی از مغولیان بر می آمد...

- خداوند صبری جلیل عطایمان کند ، ان شاءالله!

[- غرهای فردی که مغزش از جمجمه اش بیرون پرید!]